مؤلف مجهول

106

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

درستى توپ و توپخانه و اسباب آتشخانه را بىكم و كاست مهيا نموده ، در اخير چلهء زمستان ، امير صاحبقران ظفر توأمان در كميت بادپاى قمر سيما سوارى نموده ، با اثاثهء از حيّز امكان بيرون ، صحرانورد گرديده ، بعد از قطع مسافات در لب درياى جيحون رسيده ، در محاذى « چو چقه گذرى » فروذ آمده از گذرهاى دريا كشتيها را جمع نموده ، بىمحابا مع قوشون ظفر مشحون از دريا عبور فرموده ، در آن طرف دريا لشكرگاه كرده فروذ آمد . از اين دليرى امير جهانگير بيضا ضمير قوشون افغانيه از ولايت بلخ و مزار شريف و تاشقورغان دهشت كشيده ، خوف و هراس به دل اكرم خان و افضل خان مستولى گرديده ، علاج واقعه قبل از وقوع را پيشنهاد خاطر خودها گردانيده ، همه اتفاق نموده ، به راه كابل درآمده بدر رفتند . بعد از برداشته شدن لشكر افغانيه ، نقيب بلخى ، شجاع الدين خان مرادى - والى تاشقورغان - و نيز سرهنگان و سرداران چارولايت همه متعاقب يكديگر در لب دريا به قوشون ظفر نمون آمده ملحق گرديده ، جناب‌عالى را دعا نموده ، تكليف ولايت خودها كرده گفتند كه چه شود كه قدوم ميمنت ملزوم مبارك به دار القرار اين غلامان جان نثار مىرسيده باشد تا كه بدين سبب سر افتخار اين بندگان به طارم اعلى رسيده ، پرده‌هاى چشم خودها را پاىانداز جناب‌عالى نماييم . حضرت امير صافى ضمير ملتمس آنها را مبذول داشته ، آنگاه به فرمان عالى امراى حشمت‌جاه كوچ كرده ، مقدمهء سپاه ظفرپناه را گرفته ، به جانب ام البلاد بلخ روانه گرديدند . از تعاقب سپاه جرّار ، امير عالىتبار بر اشهب دولت راكب گرديده ، از بالاى مواضع قرشيك و تليك گذر نموده ، به دو منزل به ولايت قبة الإسلام بلخ رسيده ، به ارگ عالى چهل گزى كه بنا كردهء كيامرث آدم است آمده ، نزول‌اجلال ارزانى فرمود ، مدّت ده روز در آن ولا استقامت ورزيده ، قرار گرفت . در اين مدت بقيهء سرهنگان قلاع اطراف و جوانب به ركاب هلال آثار همايون عالى آمده ، فايز گرديده ، مشرّف شدند . بعد از مدت مذكور امير صاحبقران ظفر توأمان عازم آستان ملك پاسبان حضرت شاه مردان - كرّم اللّه